ندر لنگه که آن را با نام عروس بنادر ایران میشناسند جاذبه های تاریخی و طبیعی فراوانی را در خود جای داده است. عمارت فکری یکی از دیدنی های تاریخی بندر لنگه محسوب میشود که به دوران اواخر قاجار تعلق دارد. خانه فکری با زیربنایی در حدود 1200 متر مربع به دست عبدالواحد فکری که از تجار و بازرگانان معروف شهر بوده است با دو بخش اندرونی و بیرونی ساخته میشود. برای بازدید از عمارت فکری که در محله پاکرتیها یکی از محلههای قدیمی شهر قرار دارد میتوانید به بلوار شهید چمران بروید و از تماشای این خانه تاریخی نهایت لذت را ببرید. با قدم زدن در میان حیاط مرکزی خانه و اتاقهایش گویی به سفری کوتاه در گذشته میروید. اینجا میتوانید با قسمتی از معماری رایج در زمان قاجار آشنا شوید. معماران حاذق ایرانی به دلیل گرمای هوا و شرجی بودن منطقه 5 بادگیر بلند و زیبا برای عمارت فکری ساخته که با گذشت سالها همچنان پابرجا ماندهاند. از قسمتهای مختلف این خانه میتوان به 25 اتاق، 2 زیرزمین و یک حیاط مرکزی اشاره کرد که در حال حاضر به موزه مردم شناسی شهرستان بندر لنگه تبدیل شده است. در ساخت عمارت فکری از سنگ، ساروج و گچ در بدنه بنا و چوب و حصیر در سقف استفاده کرده و بنا را با منبتکاری و گچبریهای زیبا آراستهاند. پس از بازدید از خانه فکری به ساحل بروید و غروب زیبای خورشید را در مرز آسمان و آب به نظاره بنشینید. در سفر به بندر لنگه از خرید سوغات و صنایع دستی غافل نشوید و ضمن گشتوگذار در بازارهای محلی، طعم غذاهای تندِ جنوب از جمله مهیاوه، هواری، قلیه ماهی و...
Read moreدیرینگی این بنا که در فهرست آثار ملی ایران نیز به ثبت رسیده است , به دوره قاجار و حدود ۱۱۰ سال پیش بازمیگردد و توسط عبدالواحد فکری , از تجار معروف بندر لنگه ساخته شده است و مساحتی بالغ بر ۳۶۰۰ متر مربع دارد. بنا دارای دو حیاط اندرونی و بیرونی , پنج بادگیر ۲۵ اتاق , ۱۰ سرویس بهداشتی و دو سرسرا می باشد. این عمارت که یکی از مهم ترین بنا های دوره قاجاریه در شهر بندر لنگه است و از ویژگی های معماری چشم گیری برخوردار و تزئینات برجسته آن مشتمل بر منبت کاری و گچ بری های زیبا است. این بنا هم اکنون محل اداره میراث فرهنگی بندر لنگه است , به خوبی از آن پاسداری میشود و بازدید از آن برای...
Read more«خانه فکری:گوشه ای دنج برای بالیدن » محفل زیبایی های هنر،فرهنگ ،گلدانی ازایستای زندگی دریک نقطه ازتاریخ ، که با قامتی بلند، انتظارما رو می کشید،شوق شور اشک آلودچشمان پیر وپرچین وشکنش رافقط تجدیدخاطره ودیدار یار، التیامی شیرین می بخشید،شوقی که مرهم زخم دیدگان کم سویش بود چه خوب که یاران یاوری کردند تادرمجال و فرصتی تازه،دلداده های شهر دراین میراث و یادگآربرومند ملاقاتی عاشقانه،رانفس...
Read more